توی دنیا سه نوع زوجهای ازدواج کرده هستن: اول اونایی که سنتی و طبق

رسوم ازدواج کردن... من خودم هیچوقت اینو درک نکردم اما مطمئنم اونا

میدونن دارن چیکار میکنن... دوم زوجهایی هستن که عاشق هم میشن و با

عشق ابدیشون ازدواج میکنن. من معتقدم این گروه خوشبخت ترین

انسانهای روی زمینن.... و بالاخره گروه سوم زوجهایی هستن که به خاطر

خانواده شون یا به خاطر پول ازدواج میکنن یا ترجیح میدن راه مطمئنو طی

کنن و با یکی از دوستانشون ازدواج میکنن... این گروه بدبخت ترین انسانهای

زمینن! درحالیکه حتی خودشونم نمیدونن! تا اینکه یک روز در سفر سریع

قطار زندگی زوج واقعیشون رو پیدا میکنن...

و اینجاست که با دشوارترین سوال زندگی مواجه میشن : چیکار میکنید اگه

عشق واقعی زندگیتون رو پیدا کنید در   حالیکه با یه نفر دیگه ازدواج کردید؟

چیکار میکنید؟ چیکار میکنید؟

دسته ها : داستان کوتاه
1389/9/27 22:48

از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا؟ 

یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا؟

بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام

بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا؟

 اشهد ان لا...شهادت اشهد ان لا ...شهید

 محشر الله الله است می دانی چرا؟

 یک بغل باران الله الصمد آورده ام

نوبهار قل هوالله است می دانی چرا؟

راه عقل ازآن طرف راه جنون از این طرف

راه اگر راه است این راه است می دانی چرا؟

 از رگ گردن بیا بگذر که او نزدیک توست

 فرصت دیدار کوتاه است می دانی چرا؟

از کجا معلوم شاید ناگهانت برگزید

انتخاب عشق ناگاه است می دانی چرا؟

 از محرم دم به دم هر چند ماتم می چکد

باز اما بهترین ماه است می دانی چرا؟

دسته ها : ستاره
1389/9/20 1:40

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی 

 با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا

 تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

 

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن

عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید

 

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم 

 راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

 

گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش

عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

 

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن

 در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

 

گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش

فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

 

گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم

گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید

 

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق 

 عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید

 

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) 

 گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

 

دسته ها : ستاره
1389/9/20 1:23

 

کربلا را عشق،عالمگیر کرد
قلبهای خسته را تسخیر کرد
قصه عدل علی و کینه ها
زوزه های خصم را،شبگیر کرد
انتقام دیگری در راه بود
تشنگان را تشنه کامی سیر کرد
چون شنید از بلبلان سوز عطش
رو به سوی کوچه ی تقدیر کرد
عکس چشمانش،دل از دریا ربود
با تبسم،آب را تحقیر کرد
مشک از جانش مهم تر گسته بود
دستها را طعمه ی شمشیر کرد.

دسته ها : ستاره
1389/9/20 1:12

هر زمان که از جور روزگار و رسوایی میان مردمان در گوشه ی تنهایی , بر بینوایی خود اشک می ریزم, و گوش ناشنوای آسمان را , با فریادهای بی حاصل خویش می آزارم, و بر خود می نگرم و بر بخت بد خویش نفرین می فرستم , و آرزو می کنم که ای کاش , چون آن دیگری بودم, که دلش از من امیدوارتر و قامتش موزون تر و دوستانش بیشتر است و ای کاش هنر این یک و شکوه و شوکت آن دیگری , از آن من بود , و در این اوصاف چنان خود را محروم می بینم که حتی از آن چه بیشترین نصیب را برده ام کمترین خرسندی , احساس نمی کنم. اما در همین حال که خود را , چنین خوار و حقیر می بینم از بخت نیک , حالی به یاد تو می افتم , و آن گاه روح من هم چون چکاوک سحرخیز بامدادان از خاک تیره اوج گرفته و بر دروازه ی بهشت سرود می خواند و با یاد عشق تو چنان دولتی به من دست می دهد که شان سلطانی به چشمم خوار می آید و از سودای مقام خود , با پادشاهان , عار دارم.

ویلیام شکسپیر

دسته ها : راز و نیاز
1389/9/18 13:52
X